الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

48

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

سينه‌اش را صاف كرد من هم همان كار را كردم و جواب دادم سپس نگاه كردم و به‌شدت جلو رفتم ناگهان مارى به شاخهء درختى آويخته بود ، گفت : « نترسى ، بىضرر است » خودش را انداخت سپس روى شانه‌اش بلند شد و بعد سر مار را داخل گوش خود كرد ، مار صداى زيادى كرد پاسخ داد : آرى بين شما جدايى انداختم و خلاف گفته مرا نمىجويد مگر ستمگر و آن‌كه در دنياى خود ستمكار است ، عذاب دوزخ در آخرت با كيفر شديد از آنِ اوست ، او را مجازات مىكنم و مالش را از او مىگيرم تا توبه كند . گفتم : پدر و مادرم به فدايت ! آيا شما را حق اطاعت بر آنها هست ؟ فرمود : « آرى به خدايى سوگند كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را به نبوّت گرامى داشت و على عليه السلام را با وصايت و ولايت عزّت بخشيد ، اى گروه آدميان آنها از شما براى ما مطيع‌ترند ! و چقدر ايشان اندكند ! » . « 1 » 46 - همو از قول يكى از شيعيان نقل كرده است مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام رسيدم ، درحالى كه او تب داشت و رو به سمت ديوار ، يكى از اعضاى خانواده‌اش را اسم مىبرد ، با خود گفتم : اين كه بهترين خلق خدا در زمان خود است و ما را به احسان و نيكى توصيه مىكند درحالى كه خود دربارهء اهل‌بيتش چنين سخنى را مىگويد ! مىگويد : صورتش را برگرداند ، فرمود : « آن‌كه از آن بيابانى دربارهء نيكوكارى او چيزى شنيدى چون من اين را گفتم حرف او را باور نكنند و اگر اين را نگفته بودم حرف او را بر ضد من باور مىكردند ! » . « 2 »

--> ( 1 ) - بصائر الدرجات : ص 103 . ( 2 ) - همان : ص 238 .